معنی فهمیده
5 بازدید
[ فَ دَ / دِ ] (ن مف) دریافت شده. درک شده. || دانا. عالم: آدم فهمیده ای است. || باخبر. مطلع. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فهم و فهمیدن شود.
کلمات همقافیه با «فهمیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر