معنی فهره
6 بازدید
[ فَ رَ ] (اِخ) شهری است به شهرستان اصطخر بر کنار دشت. و فهرج معرب آن است. (یادداشت مؤلف). شهری است به اصطخر. (منتهی الارب). رجوع به فهرج شود.[ فَ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که دارای ۷۸۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و چاه و محصول عمده اش غله، لبنیات، پنبه و چغندر است. زنان جاجیم می بافند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ فَ رَ ] (اِخ) شهر معروفی است از نواحی مکران. (معجم البلدان). دهی است از بخش جالق شهرستان سراوان که دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ محلی و محصول عمده اش غله، خرما، ذرت و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «فهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر