معنی فهرستنویسی
4 بازدید
[ فِ رِ نِ ] (حامص مرکب) کار فهرست نویس. نوشتن فهرست. رجوع به فهرسة شود.
کلمات همقافیه با «فهرستنویسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر