معنی فنی
4 بازدید
[ فَ ] (ع اِمص) ممال فنا. (یادداشت مؤلف): ز بیم باد سموم و بلای ریگ روان روان شخص همی کرد آرزوی فنی. ادیب صابر.[ فَ نْ نی ] (ص نسبی) منسوب به فن. آنچه مربوط به فن و صنعت و هنر باشد: کارگاه فنی. دانشکدهٔ فنی. || کسی که کارهای هنری و صنعتی کند: کارگر فنی. مدیر فنی.[ فُ نی ی ] (ع اِ) جِ فناء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فِناء شود.
کلمات همقافیه با «فنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر