معنی فنزج
7 بازدید
[ فَ زَ ] (معرب، اِ) معرب پنجگ. پنجه. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به پنجه شود. || رقصی است مر عجم را، و آن چنان است که جمعی دست یکدیگر را گرفته، رقصند. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فنزج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زج» برای سرودن شعر