معنی فند و فعل
6 بازدید
[ فَ دُ فِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) حیلت و مکر و اعمال تباه، و بیشتر در صفت زنان آرند و ارادهٔ بی عفافی از آن کنند. اعمال نهانی و حیله کاری های زشت زن. حیله و مکر، خاصه در زنان. (یادداشت مرحوم دهخدا). فسق. فجور. حیله و تزویر. (یادداشت مرحوم دهخدا): چه فند و فعلها! و رجوع به فعل شود.
کلمات همقافیه با «فند و فعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر