معنی فندین
9 بازدید
[ فُ ] (اِخ) دهی است به مرو. (معجم البلدان). از آن ده است فقیه محمدبن سلیمان فندینی. (منتهی الارب). و از آنجاست شیخ شهیر فضیل بن عیاض. (یادداشت مؤلف). روستائی است به مروالرود ابومسلم خراسانی صاحب الدعوة از آنجاست. (یادداشت دیگر).
کلمات همقافیه با «فندین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر