معنی فندیرة
8 بازدید
[ فِ رَ ] (ع اِ) پاره و تودهٔ بزرگ از خرما. || سنگ بزرگ بیرون جسته از سر یا بن کوه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). منتهی الارب این معانی را در ذیل فندیر نیز آورده است. || پاره ای از کوه جز فدرة. (منتهی الارب). ج، فنادیر. (اقرب الموارد). || سنگ گردی را گویند که از سر کوه بغلطانند. (برهان). || کندر. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «فندیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر