معنی فندقچه
8 بازدید
[ فَ دُ چَ / چِ ] (اِ مرکب) خضاب که بر سر انگشتان تا محاذات بن ناخن کنند. (یادداشت مؤلف). سرانگشتی. سرانگشت خضاب کرده. (از یادداشت دیگر). فندق بند. رجوع به فندق بند و فندق بستن شود.
کلمات همقافیه با «فندقچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر