معنی فنجی
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) پنجی. پنج روزی. (یادداشت مؤلف). خمسهٔ مسترقه. اندرگاهان. فنجهٔ دزدیده. (یادداشت مؤلف). || درمی بوده است چون توتکی و کژکی. (یادداشت مؤلف از نسخهٔ اسدی).
کلمات همقافیه با «فنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر