معنی فنجره
5 بازدید
[ فَ جَ رَ / رِ ] (ص) فنجر. مرد ذکربزرگ. (برهان). رجوع به فنجر شود.
کلمات همقافیه با «فنجره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر