معنی فنجان
6 بازدید
[ فِ ] (معرب، اِ) معرب پنگان. از یونانی پنتاکس . پیالهٔ کوچک سفالین، بلورین یا چینی که در آن چای یا قهوه خورند. (فرهنگ فارسی معین).[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده که دارای ۳۲۴ تن سکنه است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، انگور، میوه و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «فنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر