معنی فناری
7 بازدید
[ فَ ] (اِخ) علی بن یوسف بن محمد. از فقهای حنفی قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است که در بروسة رشد کرد و به سمت قضای آنجا رسید و در همانجا به سال ۹۰۷ هـ . ق. / ۱۴۹۷ م. درگذشت. او راست شرح الکافیه. (از اعلام زرکلی).[ فَ ] (اِخ) محمدبن حمزة. از علمای منطق و اصول و قاضی القضاة بروسة بود و در نزد سلطان بایزید مقام ارجمند داشت. در سال ۸۳۳ هـ . ق. به حج رفت و پس از بازگشت درحالیکه نابینا هم شده بود درگذشت. او راست: شرح ایساغوجی. عویصات الافکار. فصول البدایع فی اصول الشرائع. انموذج العلوم. شرح الفرائض السراجیه. تفسیر الفاتحة. وی به سال ۸۳۴ هـ . ق. / ۱۴۳۱ م. درگذشت. (از اعلام زرکلی از الفوائد البهیة).
کلمات همقافیه با «فناری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر