معنی فلکی

معنی فلکی

5 بازدید
[ فَ لَ ] (از ع، ص نسبی) منسوب به فلک. (از اقرب الموارد). آسمانی. سماوی. (یادداشت مؤلف): این بوی سای، این فلکی هاون میسایدم به دستهٔ آزارش.ناصرخسرو. || به کنایت، بلند و مهم و ارزنده. بلند همچون آسمان. عالی : مأمون گویند همتی فلکی داشت جمله جهان است پیش همت او دون. فرخی. همت های فلکی بینمش سیرت های ملکی بینمش.منوچهری. || به کنایت، عالِم علم فلک را گویند. ج، فلکیون. (از اقرب الموارد). منجم. اخترشمار. (فرهنگ فارسی معین). || (اِ) قسمی مروارید شبیه به فلکهٔ مغزل یا بادریسهٔ دوک، و آن را به فارسی بادریسگی نامند.
[ فَ لَ ] (اِخ) اسماعیل بن مصطفی (یا اسماعیل پاشا) فلکی. از علمای ریاضی دان مصر و اصلاً ترک است. ولادت و تحصیل او در قاهره بود و تحصیلات عالی خود را در پاریس پایان داد. مدرسهٔ علوم مهندسی قاهره را او تأسیس کرد. او راست: بهجة الطالب فی علم الکواکب. الآیات الباهرة فی النجوم الزاهرة. الدرر التوفیقیه. و نیز او راست تقاویم فلکیه که هرساله به عربی و فرانسوی انتشار میداد. وفات او به سال ۱۳۱۹ هـ . ق. / ۱۹۰۱ م. بود. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۱۴).
[ فَ لَ ] (اِخ) جعفربن محمد. مکنی به ابومعشر. رجوع به ابومعشر بلخی شود.
[ فَ لَ ] (اِخ) محمودپاشا، محمود حمدی فلکی. مهندس ریاضی، از علمای مصر. در شهر حصة متولد شد و در اسکندریه و سپس در قاهره به تحصیل پرداخت و به سمت استاد ریاضی و علوم مدرسهٔ بولاق تعیین شد. به سال ۱۲۷۵ هـ . ق. عضو «المعهد العلمی المصری» گردید. به سال ۳۰۳ هـ . ق. / ۱۸۸۵ م. درگذشت. او راست: خریطة الوجه البحری بمصر. التقاویم الاسلامیة و الاسرائیلیه. الاسکندریة القدیمة. التنبؤ عن ارتفاع النیل قبل ارتفاعه. المقاییس و المکاییل بالدیار المصریة و مقابلتها بالمقاییس الافرنسیه. اهرام الجیزه. عمر اهرام مصر. حساب التفاضل و التکامل. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۰۱۲).
[ فَ لَ ] (اِخ) شروانی، نجم الدین (یا افصح الدین) ابوالنظام محمد فلکی شروانی. از شاعران بزرگ اواخر قرن ششم هجری است. مولدش شهر شماخی، مستقر شروانشاهان بود، و «فلکی» از آن روی تخلص میکرد که در اوایل عمر به تحصیل نجوم اشتغال داشت، چنانکه تذکره نویسان نوشته اند در این فن مهارت داشت. وی از مداحان شروانشاهان و معاصر خاقان اکبر منوچهربن فریدون و پسر او اخستان بود. فلکی فن ادب و شعر را مانند خاقانی از ابوالعلاء گنجوی آموخت و بنابراین آنان که او را استاد خاقانی میشمرند به اشتباه اند. وفات او را آذر بیگدلی در آتشکده به سال ۵۸۷ هـ . ق. نوشته و بعضی دیگر مانند صادق بن صالح در تذکرهٔ شاهد صادق ۵۷۷ هـ . ق. ضبط کرده اند. دیوان فلکی را تا هفت هزار بیت نوشته اند ولی آنچه در دست است به دوهزار بیت نمیرسد، و از این مایه شعر دریافته میشود که او گوینده ای نازک خیال و خوش عبارت بوده و از سخن مغلق که شیوهٔ معاصران او در شروان و آذربایجان بود، دوری می گزیده و به سهولت کلام و روانی سخن متمایل بوده است، و از میان اشعار او آنها که در حبس شروانشاه سروده شده لطف و اثری خاص دارد، زیرا او هم مانند خاقانی به زندان شروانشاه افتاد و به تهمت افشاء اسرار چندی در بند آهنین بود تا عاقبت پادشاه او را بخشید و از زندان رهایی داد. از اشعار اوست: شب نباشد که فراق تو دلم خون نکند وآرزوی تو مرا رنج دل افزون نکند هیچ روزی نبود کَانده شوق تو مرا دل چو آتشکده و دیده چو جیحون نکند مژه بر هم نزند هیچ شبی دیدهٔ من تا به خون خاک سر کوی تو معجون نکند زلف چون مار تو آسیب کند لعل تو را گر به دو نرگس جادوی تو افسون نکند هر کجا عشق من و حسن تو را وصف کنند هیچ عاقل صفت لیلی و مجنون نکند سایهٔ زلف تو چون فر همای است به فال چونکه فال من دلخسته همایون نکند گرچه لعلت به وفا وعده بسی داد مرا نکند وعده وفا تا جگرم خون نکند گرچه در دایرهٔ عشق تو جان در خطر است فلکی را کس از این دایره بیرون نکند. و نیز غزلی دیگر دارد بدین مطلع: هیچ کس چاره ساز کارم نیست چه کنم، بخت سازگارم نیست کشتهٔ صبر و انتظارم و باز چاره جز صبر و انتظارم نیست... (از تاریخ ادبیات در ایران تألیف صفا ج ۲ صص ۷۷۴ -۷۷۵). خاقانی مغرورانه از او یاد کند و او را فرزند دانش و شعر خود می شمارد: عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود بود به ده فن ز راز نه فلک آگاه.

کلمات هم‌قافیه با «فلکی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید