معنی فلکشناس
5 بازدید
[ فَ لَ شِ ] (نف مرکب) ستاره شناس. آنکه علم فلک داند: فلک شناس نداند براستیت شناخت ملک ستای نداند بواجبیت ستود.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «فلکشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر