معنی فلکسواری
5 بازدید
[ فَ لَ سَ ] (حامص مرکب) سواری بر فلک. بلندپروازی. مرکب بر آسمان راندن. فلک پیما بودن : رستمی کز فلک سواری رخش هم بزرگ است و هم بزرگی بخش.نظامی. کرده فلک از فلک سواری رویین دز قطب را حصاری.نظامی.
کلمات همقافیه با «فلکسواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر