معنی فلکزده
5 بازدید
[ فَ لَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مفلس و تهی دست. (آنندراج). سخت بدبخت. بداختر. (یادداشت مؤلف): بر زمین هر کجا فلک زده ای است بینوایی به دست فقر اسیر...خاقانی.
کلمات همقافیه با «فلکزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر