معنی فلکدست
5 بازدید
[ فَ لَ دَ ] (ص مرکب) آنکه دستش قدرت آسمانی دارد. نویسنده ای که حکمش مثل حکم آسمانی است. مقتدر. فرمانروا: کو فلک دستی که چون کلکش به هم کردی سخن دختران نقش یک یک بر پرن بگریستی. خاقانی.
کلمات همقافیه با «فلکدست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر