معنی فلکالدین
6 بازدید
[ فَ لَ کُدْ دی ] (اِخ) نام ایل کرد پیشکوه. نام یکی از طوایف اربعه از طوایف پیشکوه است که تقریباً ۲۰۰ خانواده میشوند و در خاوه، بین نهاوند، الشتر و سیمره سکونت دارند. شیعی متعصّب اند. در محل سکونت آنها چشمهٔ معروف معدنیی موسوم به آب دوغ وجود دارد. (جغرافیای سیاسی کیهان).[ فَ لَ کُدْ دی ] (اِخ) ابراهیم سامانی. تولد او به ماوراءالنهر بود اما در زمین عراق نشوونما یافت. این غزل از اوست: زلف را در بند و تاب افکنده ای نرگسان در دست خواب افکنده ای زآن دو جادوی کمان کش روز و شب بیدلان را در عذاب افکنده ای هندوان همسایه اند، از بیم دزد قفل بر یاقوت ناب افکنده ای. هم او راست: زهی سودای تو سرها گرفته زهی عشق تو جان در پا گرفته به دام زلف در دریای خوبی هزاران ماهی دلها گرفته تو با یاران ره صحرا گزیده مرا در کنج غم سودا گرفته زهی زهر فراقت را کشیده تو جام بادهٔ صهبا گرفته... (از لباب الالباب چ نفیسی ص ۵۳۴ و ۵۳۵). وی از شعرای دورهٔ سلجوقی است.[ فَ لَ کُدْ دی ] (اِخ) دهی است از دهستان همت آباد شهرستان بروجرد که دارای ۲۲۵ تن سکنه است. آب آن از رودخانه و قنات و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «فلکالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر