معنی فلکالافلاک
9 بازدید
[ فَ لَ کُلْ اَ ] (ع اِ مرکب) عبارت است از فلک نهم که آن آسمان همهٔ آسمانهاست، یعنی بالای همهٔ افلاک و بر همه محیط است، و به لسان شرع آن را عرش نامند. بدان که عالم همه یک کره است. مرکزش زمین و افلاک همه نه اند گرد یکدیگر برآمده مانند پوستهای پیاز. از آن نُه یکی فلک الافلاک است که محیط شده است به جمیع افلاک، و ابتدای آسمانها از فلک الافلاک است و به فلک قمر منتهی شوند و در جوف فلک قمر کرهٔ آتش است و در جوف آن کرهٔ هوا و در جوف کرهٔ هوا کرهٔ آب است و در میان کرهٔ آب کرهٔ خاک است و کرهٔ خاک و کرهٔ آب هر دو بمنزلهٔ یک کره اند، چه آب کرهٔ خاک را که زمین باشد احاطهٔ تامه نکرده است بلکه ربعی از کرهٔ زمین از آب مکشوف است، و بدان که بُعد مقعر فلک قمر از سطح زمین چهل هزار و ششصد و شصت و سه فرسنگ است و بُعد مقعر فلک شمس چهل و هفت هزار و ششصد و ده فرسنگ است... و بُعد محدب فلک الافلاک بجز خدای تعالی کسی نمیداند. (غیاث). وجود فلک الافلاک و فلک های دیگر امری موهوم و تصوری کهنه است که دانش ستاره شناسی و فضاشناسی نو آن را مردود ساخته و در فضای بی پایان به وجود جسم محدب و کروی محیط بر عالم معتقد نیست.
کلمات همقافیه با «فلکالافلاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر