معنی فلوات
10 بازدید
[ فَ لَ ] (ع اِ) جِ فلاة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). بیابانها. (یادداشت مؤلف): سل المصانع رکباً تهیم فی الفلوات تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟ سعدی. رجوع به فلاة شود.
کلمات همقافیه با «فلوات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر