معنی فلنج
6 بازدید
[ فَ لَ / فَ نَ ] (اِ) حلقهٔ در و قفل در. (یادداشت مؤلف). این کلمه بصورت «فلج». «فلخ»، «زفلج» در نسخ فرهنگ اسدی ضبط شده است و صورت صحیح آن معلوم نشد: در به فلنج کرده بودم استوار وز کلیدانه فروهشته مدنگ. علی قرط اندکانی . رجوع به فلج شود.
کلمات همقافیه با «فلنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر