معنی فلمنک
5 بازدید
[ فِ مَ ] (اِخ) هلند. رجوع به هلند شود. || (ص نسبی) هلندی. از مردم هلند. فلمنکی. || ساخته و پرداختهٔ هلند. (فرهنگ فارسی معین). - الماس فلمنک؛ الماس سرخ. الماس فلامک. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فلامک شود. در زبانهای اروپایی، فلمینگ . رجوع به فلمنگ شود.
کلمات همقافیه با «فلمنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر