معنی فلسکیده
5 بازدید
[ فِ لِ دَ / دِ ] (ن مف) اسم مفعول فلسکیدن. پژمرده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «فلسکیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر