معنی فلرزنگ
6 بازدید
[ فَ لَ زَ ] (اِ) به معنی فلرز است که خوردنی و طعامی باشد که از مهمانیها برداشته به جای دیگر برند. (برهان). فلرز. دستار. دستمال. لارزه. بدرزه. (یادداشت مؤلف): آن زن از دکان فرودآمد چو باد پس فلرزنگش به دست اندر نهاد.رودکی. رجوع به فلرز شود.
کلمات همقافیه با «فلرزنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر