معنی فلدسپات

معنی فلدسپات

6 بازدید
[ فِ دِ ] (فرانسوی، اِ) نام عام گروهی از سنگهای آذرین که بسیار فراوانند و جزو عنصر اصلی سنگهای آذرین اعم از اسیدی یا قلیائی و یا خنثی هستند، منتهی نسبت به سنگهای مختلف ترکیب فلدسپاتها فرق میکند... اگر فلدسپاتها دارای پتاسیم باشند در سیستم منوکلینیک متبلور می شوند و چون در حالت بلورینِ آنها یک زاویهٔ قائمه هست به آنها فلدسپاتهای ارتوکلاز میگویند و اگر در فلدسپات سدیم یا کلسیم باشد در سیستم تری کلینیک متبلور میشود و به آنها فلدسپاتهای پلاژیوکلاز میگویند. سردستهٔ فلدسپاتهای پتاسیم دار، ارتوز است که در سنگهای آتش فشانی اسید از دستهٔ گرانیت فراوان است و بلورهایش بیشتر بصورت ماکلهای تداخلی <۵۳۰۶۴۰۱۱۰۱۱۷۲۰۶۰۱>... هستند. فلدسپاتها بر اثر آبهایی که خاصیت اسیدی دارند بمرور تجزیه شده و سیلیکات آلومین میدهند که همان کائولن یا خاک چینی است. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «فلدسپات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید