معنی فلخود
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) پنبه دانه. (برهان): خصمش بغنوده ست بدین زخرف دنیا خرسند شود گاو به کنجارهٔ فلخود. شمس فخری. || کسی را نیز گویند که پنبه دانه را از پنبه بیرون میکند. (برهان). رجوع به فلخودن شود.
کلمات همقافیه با «فلخود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر