معنی فلج شدن
6 بازدید
[ فَ لَ شُ دَ ] (مص مرکب) مبتلا گردیدن به بیماری فلج. افلیج شدن. || به کنایت، از رونق افتادن کار، یا از کار افتادن یک سازمان یا اداره.
کلمات همقافیه با «فلج شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر