معنی فلاحی
5 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فلاح که نام جد خاندانی است. (از سمعانی).[ فَ لْ لا ] (حامص) کشاورزی. فلاحت. برزگری. رجوع به فلاح شود.
کلمات همقافیه با «فلاحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر