معنی فقیرة
6 بازدید
[ فَ رَ ] (ع ص، اِ) فقیره. مؤنث فقیر. ج، فقائر. (منتهی الارب). ج، فقیرات، فقائر، فقراء. (اقرب الموارد): فقیرهٔ درویشی حامله بود. (گلستان چ یوسفی ص ۱۵۸). رجوع به فقیر شود.
کلمات همقافیه با «فقیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر