معنی فقنس
5 بازدید
[ فَ نُ ] (معرب، اِ) پرندهٔ بزرگ که چهل سوراخ بر نوک دارد و همهٔ الحان مطربه از آن برآید و بر سر کوهی شود و هیمه گرد کند و چهل روز بر فراز آن نشیند و با اصوات خوش بر خود نوحه سراید و سپس بالها برهم زند و از آن آتش در هیمه افتد و وی را بسوزد و از خاکستر وی مرغی چون وی متکون شود. (یادداشت مؤلف). نام این پرنده در مآخذ دیگر ققنس است به دو قاف، اما چون ریشهٔ این نام در یونانی فونیکس است باید این صورت صحیح تر باشد. رجوع به ققنس و فرهنگ فارسی معین (ذیل ققنس) شود.
کلمات همقافیه با «فقنس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر