معنی فقس
7 بازدید
[ فَ ] (ع مص) شکستن مرغ بیضهٔ خود را و بیرون ریختن آنچه در آن است و گویند فاسد کردن آن. || کشتن حیوان را. || گرفتن چیزی را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فقس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قس» برای سرودن شعر