معنی فق
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) در تداول مردم گیلان به درخت اولس گفته میشود. (فرهنگ فارسی معین).[ ] (اِ) کارگاه. (از فرهنگ اسدی).[ فَ ق ق ] (ع مص) گشادن چیزی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گشادن شکوفهٔ نر و مادهٔ خرما برای آمیزش. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر