معنی فغنشور
5 بازدید
[ فُ غَ ] (اِخ) نام شهری است از ملک چین و مردم آنجا بغایت خوب صورت و صاحب حسن می شوند و جمیع بتان و بتگران در آن شهر میباشند. (برهان). جای بتان و بتگران. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی): بیاسود و از رنجگی دور شد وز آنجا بشهر فغنشور شد.اسدی.
کلمات همقافیه با «فغنشور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر