معنی فغاک
6 بازدید
[ فَ ] (ص) ابله. نادان. (یادداشت مؤلف) (فرهنگ فارسی معین): آن کت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.منجیک. همانا به چشمت هزاک آمدم و یا چون تو ابله فغاک آمدم.اسدی.
کلمات همقافیه با «فغاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر