معنی فغان داشتن
5 بازدید
[ فَ تَ ] (مص مرکب) ناله کردن. در حال فریاد بودن. فغان کردن : اگر مرده مسکین زبان داشتی بفریاد و زاری فغان داشتی.سعدی. ولیکن چون عسل بشناخت سعدی فغان از دست زنبوری ندارد.سعدی.
کلمات همقافیه با «فغان داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر