معنی فغانانگیخته
5 بازدید
[ فَ اَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب، ق مرکب) ناله کنان. فریادکنان. در حال فغان و زاری کردن. با اینکه لفظاً نعت مفعولی است به معنی فاعلی بکار رفته : آب و سنگم داده ای بر باد و من پیچان چو آب سنگ در بر میروم وز دل فغان انگیخته. خاقانی.
کلمات همقافیه با «فغانانگیخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر