معنی فغا
6 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) دانهٔ تلخه و مانند آن که از گندم دور نمایند. || کاه گندم. || آفتی که همچو غبار بر غورهٔ خرما نشیند و از رسیدن مانع گردد. || غورهٔ تباه شده. || نفی کردهٔ از شتران. || ردی هر چیزی. || شیردوشهٔ چرمین. || کاسهٔ بزرگ. (از منتهی الارب). || کجی است در دهان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فغا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غا» برای سرودن شعر