معنی فعلیة
5 بازدید
[ فِ لی یَ ] (ع ص نسبی) فعلیه. مؤنث فعلی. (فرهنگ فارسی معین). - قوهٔ فعلیه؛ نیرو. قوت. انرژی. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به فعلی شود.
کلمات همقافیه با «فعلیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر