معنی فعلات
5 بازدید
[ فَ عَ ] (ع اِ) جِ فَعْلة. کارها. اعمال : تا او جزای فعلات خود بدهد. (جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۶۹) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «فعلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر