معنی فطو
5 بازدید
[ فَ طْوْ ] (ع مص) سخت راندن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تاریکی شب به همه جای رسیدن. (مصادر اللغهٔ زوزنی).
کلمات همقافیه با «فطو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طو» برای سرودن شعر