معنی فضیض
6 بازدید
[ فَ ] (ع ص، اِ) ریزهٔ چیزی. (منتهی الارب). شکسته. (از اقرب الموارد). || آنچه منتشر و پراکنده شود از آب در وقت طهارت کردن. (منتهی الارب). || آب خوش روان. || شکوفهٔاول برآمده. || هر متفرق و پریشان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فضیض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر