معنی فضول آوردن
5 بازدید
[ فُ وَ دَ ] (مص مرکب) بیهوده گفتن. هرزه درایی : او به رز گفت که ویحک چه فضول آری تو هنوز این هوس اندر سر خود داری؟ منوچهری.
کلمات همقافیه با «فضول آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر