معنی فضل کردن
5 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) لطف کردن. عنایت کردن. توجه کردن : فضل کن، مگذار کز مشتی خسیس چون منی در دور تو باشد حزین.خاقانی. خدایا فضل کن گنج قناعت چو بخشیدی و دادی ملک ایمان.سعدی. || بخشیدن. احسان : ای صاحب مال فضل کن بر درویش گر فضل خدا همی شناسی بر خویش. سعدی. || رحمت کردن. بخشاییدن : چون تو خجل وار برآری نفس فضل کند رحمت فریادرس.نظامی. رجوع به فضل شود.
کلمات همقافیه با «فضل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر