معنی فضل ربیع
4 بازدید
[ فَ لِ رَ ] (اِخ) فضل بن ربیع وزیر هارون الرشید: هزار فصل ربیعش جنیبه دار جمال هزار فضل ربیعش خریطه دار سخا.خاقانی. چون فصل ربیعی نه که چو فضل ربیعی کز جود طبیعی همه لطفی و نمائی.خاقانی. هزار فصل بدیع است و صد چو فضل ربیع هزار مرغ چو من بوتمام او زیبد.خاقانی. رجوع به فضل... ابن ربیع شود.
کلمات همقافیه با «فضل ربیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر