معنی فضلی
10 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به ابوبکر محمدبن فضل امام بخارا. (سمعانی).[ فُ ضَ ] (ص نسبی) منسوب به فضیل که نام جد خاندانی است. (از سمعانی).[ فَ ] (اِخ) (مولانا) فضلی از شهر هرات است. در خردی نقاشی میکرد و نظمکی میگفت. آخر خود را شاعر تصور کرد. این مطلع از اوست: زاهد بیار خرقه و رهن شراب کن بنیاد زهد و خانهٔ تقوی خراب کن. (از مجالس النفائس تألیف میر علیشیر نوایی چ حکمت ص ۸۲). در ترجمهٔ دیگر کتاب که از محمدشاه قزوینی است نام شاعر فیضی نوشته شده است. رجوع به فیضی شود.
کلمات همقافیه با «فضلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر