معنی فضلون
4 بازدید
[ فَ ] (اِخ) امیر ابوالمظفر ممدوح قطران. (یادداشت بخط مؤلف). وی از خاندان وهسودانیان است. (از شرح احوال رودکی، بقلم سعید نفیسی صص ۷۸۳-۷۸۴). از سرگذشت وی اطلاعات زیادی در دست نیست : قطران ز بحر خاطر من قطره ای نبود فضلون ز خوان همت تو فضله ای نداشت. خاقانی. قطران گریخت از در فضلون ز بس عطاش آن چون تو بذل و این چو رهی بذله ای نداشت. خاقانی.
کلمات همقافیه با «فضلون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر