معنی فضل‌بن جعفر

معنی فضل‌بن جعفر

5 بازدید
[ فَ لِ نِ جَ فَ ] (اِخ) ابن فضل بن یونس نخعی. شاعری نابینا از مردم کوفه بود. در آغاز خلافت معتصم در بغداد سکونت گزید و وی را مدح گفت و نیز متوکل و فتح بن خاقان و بعضی دیگر از سران آن زمان را ستوده است. وفاتش بسال ۲۵۵ هـ . ق. اتفاق افتاد. (از الاعلام زرکلی از نکت الهمیان).
[ فَ لِ نِ جَ فَ ] (اِخ) ابن محمدبن فرات، مکنی به ابوالفتح. از اعیان دولت عباسی بود و مقتدرباللََّه در سال ۳۲۰ هـ . ق. او را وزارت داد. سپس خلع شد و مأموریت خراج مصر و شام را یافت و دوباره به سال ۳۲۴ هـ . ق. به وزارت منصوب گردید، ولی به سبب اختلال حال در این مقام مدتی زیاد نماند. پس به شام بازگشت و در رملة به سال ۳۲۷ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی).
[ فَ لِ نِ جَ فَ ] (اِخ) المطیع للََّه خلیفهٔ عباسی. رجوع به مطیع للََّه شود.

کلمات هم‌قافیه با «فضل‌بن جعفر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید