معنی فضلآباد
4 بازدید
[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش وفس شهرستان اراک، دارای ۴۰۸ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، بنشن و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند، که دارای ۱۴۴ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش ششتمد شهرستان سبزوار، دارای ۱۶۸ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پنبه و زیره است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ فَ ] (اِخ) مزرعه ای است از بخش مرکزی شهرستان سمنان که سر راه دامغان به سمنان قرار گرفته و جزو قریهٔ جام است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش نوخندان شهرستان دره گز، دارای ۱۴۶ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان، دارای ۱۹۷ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، بادام، صیفی، انگور و سیب زمینی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ فَ ] (اِخ) دهی کوچک است از بخش بافق شهرستان یزد که دارای ۸۹ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «فضلآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر