معنی فضاض
4 بازدید
[ فِ / فُ ] (ع اِ) شکسته و ریزه که از شکستن چیزی برآید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || فضاض الجبال؛ سنگهای پراکنده بر همدیگر فراهم آمده. (منتهی الارب). || طاروا فضاضاً؛ متفرقاً پرواز کردند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فضاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر